ای همه وجود من...

دوم :درسته که فرهاد شاد مهر دوست نداشت!

ولی کاش الان اینجا بود و واسم یه دهن می خوند... این روزا بیشتر از همه صداش تو گوشم میپچه...

اول : فکر نمی کردم نبودن اینقدر سخت باشه...هدیه تو می فهمی چی می گم...همین روز های آخر بود که بهم گفتی گه چقدر دیر فهمیدی و چقدر نبودی واسه خواهرت!

سوم :‌بدک نیست اینجا....نیما یی هست که به دل من واسم از آی پادش به قول خودش یکی از خفن ترین ها رو بذاره...ولی...

( یاد از وسط تا آخر دیدن دایره زنگی به خیر!!!)

 

 

 

/ 6 نظر / 9 بازدید
هدیه

ولی من که نیستم! ولی فرهاد که نیست ولی هومن که نیست ولی... ولی می آیی تو!

واقعا یادش بخیر ممد!چه حالی داد!نگران نباش یه سی دی واست پر میکنم واست میفرستم! یاد سیرابی خوردن توی پارک ورشو هم بخیر!

فرهاد

راستی من فرهاد

فرهاد

من فرهادم!علی و هومن هم سلام میرسونن!

هدیه

تو می نویسی عالیه ها چرا نمی نویسی پس؟

هدیه

محمد راستی عاشق نظر اول خودم شدم با نظراتی که فرهاد گذاشته! همینجوری ها!